سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

امید

1390/9/3 22:42
نویسنده : مامان
129 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان. سلام عروسک زندگیم

مامان. امروز میخوام یه کم متفاوت تر از همیشه بنویسم. یه چند وقتی بود همش تو رو از خدا میخواستم. از همه  میخواستم واسطه شن و برام دعا کنن خدا تو رو به من و بابایی بده. الان که دارم اینا رو برات مینویسم اشک تو چشام جمع شده. من تو رو با تمام وجود از خدا خواستم. امشب خدا تقریبا  جوابمو داد.

بهم گفت رو خواسته هام پافشاری نکنم. هرموقع که وقتش شد تو رو به من و بابایی بده و زندگیمون رو رنگ و بویی دیگه بده.

بهم گفت از کجا معلوم با این همه پافشاری تو رو مریض و رنجور نده. یا اگه دختره ننگ خونواده شه و اگه پسر معتاد و نا اهل.

نه خدا جونم. شرمندم. هروقت صلاحش بود عزیز منم بهم بده. خدایا خوب میدونی تا حالا هرچی خواستم بهم دادی. ممنونتم. یه زندگی خوب و اروم و همسری بهتر و مهربون و بهتر از جان با خونواده ای خوب و با ایمان ومهربون بهم دادی. شکرت خدای خوبم. از زندگیم خیلی راضیم.هروقت هم صلاح دونستی بچه منو هم بهم بده.

امشب یاد گرفتم به تمام داشته هام راضی باشم و خدا رو بابت همه چی شکر کنم.

مامانم ایشالا وقتی پا به دنیا گذاشتی میبینی درسته که زندگی سخته و تو زندگی همه سختی هستش. اما چیزی که خیلی شیرینه عشقه و محبته. اینکه بدونی خونواده ای داری که پشتت بهشون گرمه. شریک زندگی ای که همه جوره هواتو داره. و خدایی که بالای همه اینهاست.

بابایی همیشه به من میگه وقتی یه لحظه به غایی فکر کنی همه دنیا با همه زیبایی ها برات کوچیک میشه و میبینی که فقط فقط فقط اونه که وجود داره و انوقته که به اوج میرسی.

به امید اون روزی که اونی که هوامونو همه جوره داره  میوه اسمونیمون رو از بهشت برامون بفرسته.

دختر باشی یا که پسر ،مامانی دوستت داره.

 کم کم داره بوی محرم میاد مامانم.

امشب نمیتونم جلو اشکامو بگیرم مامان.sad infant

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)